جلال جلالى زاده
14
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
1 - مردم در اين دوره رغبت بيشترى به كندوكاو در معانى و ژرفنگرى در وراى نصوص داشتند . 2 - روش آنان در عمل به سنت تفاوت پيدا كرد ؛ زيرا در نتيجهى اختلافات سياسى ، فرقههايى مانند شيعه و خوارج كه مواضع مذهبى و كلامى آنان با اهل سنت اختلاف داشت ، ظهور كردند . 3 - امكان تحقق اجماع نبود ؛ چون بر اثر تفرقه در بين مسلمانان هرفرقهاى به علماى ساير فرق اعتماد نداشتند . علاوه بر آن صحابه در شهرهاى مختلف پراكنده شده بودند و اجماع آنان براى بررسى مسائل امكان نداشت . 4 - روايت احاديث و سنن بعد از اين دوره شايع شد و وضع و جعل احاديث نيز شروع شد . تشريع و اجتهاد پس از عصر صحابه : دوره صحابه در بين سالهاى نود و صد هجرى پايان يافت و كار فقه و فتوا به علماى تابعين واگذار شد ؛ اكثر كسانى كه متصدى فقه و فتوا شدند موالى ( بردگان آزاد شده ) بودند كه با فقهاى اصحاب مىزيستند مانند نافع مولاى ابن عمر ، عطا إبن رباح فقيه مكه ، ابراهيم نخعى فقيه كوفه ، حسن بصرى فقه بصره و تنها فقيهى كه از موالى نبود سعيد بن سيب قرشى فقيه مدينه است . اين فقها كمتر از فتواى استادان خود تجاوز مىكردند و بدين سبب تفاوت چندانى در روش آنان با روش اصحاب در استنباط احكام شرعى نيست . اما روش استنباط در اين دوره واضحتر از قبل بود و به سبب اختلاف آرا عمر بن عبد العزيز ناچار شد دو كار مهم را انجام دهد : اول اينكه دستور داد كه سنت پيامبر گردآورى و تدوين شود كه در پى آن اهل هرشهرى سنتى را كه در نزد آنان بود در دفاترى مىنوشتند . دوم اينكه كار فتوا را در بسيارى از شهرها به كسانى واگذار كرد كه خود معين كرده بود ، و در نامهاى كه به ابو بكر محمد بن عمرو بن حزم انصارى نوشت دستور داد كه احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گردآورى كند .